post
ایرفیقمنودنیایخاطرههام
دوس دارم هر جای دنیا که باشی ، منم بیام
نه خیال کنی دلم داره می پوسه تو قفس
نه رفیق ! ببین چی می خونه قناری_ صدام
نمی دونم چی بگم ؟ های ... اگه ایرونی باشی
می دونم هوایی می شی مث_من با یه سلام
کمی از حال و هوات بخون برام که دوس دارم
واسه تو ، منم بخونم کمی از حال و هوام
می دونم دلت گرفته ، آخه غربت جایی نیس
که بتونی بخونی یه شعر بی گریه برام
تو منو تنها گذاشتی ولی زخمت نزنم
اگه بر گردی هنوزم قدمت روی چشام
post
امروز ازهمیشه تنهاترمــــــــــ
صدای عقربه های ساعتــــــــــــــــ
همدم لحظه های تنهـاییم می شـــــــــــــود
هنوز هم در انتهای ذهن شلوغمـــــــــــــــــــــــ
به بن بست خاطرات می رسمـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ذهن من پر از خاطرات باران خورده استـــــــــــــــــــــــــ
بوی نم خورده خاطراتمـــــــــــــــ
فضای اتاق را پر میکــنـــــــــــــــــــد
حالا من ماندم و خاطرات تنهــــــــــــــــایی
post
یك بار دختري حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد
چرا دوستم داري؟ واسه چي عاشقمي؟
دليلشو نميدونم ...اما واقعا"دوست دارم تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داري؟ چطور ميتوني بگي عاشقمي؟ من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت كنم ثابت كني؟ نه!
من ميخوام دليلتو بگي باشه.. باشه!!! ميگم... چون تو خوشگلي، صدات گرم و خواستنيه، هميشه بهم اهميت ميدي، دوست داشتني هستي، با ملاحظه هستي، بخاطر لبخندت، دختر از جوابهاي اون خيلي راضي و قانع شد متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكي كرد و به حالت كما رفت پسر نامه اي رو كنارش گذاشت با اين مضمون عزيزم، گفتم بخاطر صداي گرمت عاشقتم اما حالا كه نميتوني حرف بزني، ميتوني؟ نه !
پس ديگه نميتونم عاشقت بمونم گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نميتوني برام اونجوري باشي، پس منم نميتونم دوست داشته باشم گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم اما حالا نه ميتوني بخندي نه حركت كني پس منم نميتونم عاشقت باشم اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره عشق دليل ميخواد؟ نه!
معلومه كه نه!! پس من هنوز هم عاشقتم عشق واقعي هيچوقت نمي ميره اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره "عشق خام و ناقص ميگه:"من دوست دارم چون بهت نياز دارم "ولي عشق كامل و پخته ميگه:
"بهت نياز دارم چون دوست دارم سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه
post
post
به افتخار تیممون پرسپولیس که دیشب برد هرکی که پرسپولیسیه یه دستو جیغو هوراااااااااااااااااااا
post
بعضے حرفا رو نمیشہ گُفـت ، بآید خـورد .. !
ولے بعضے حرفا رو ، نہ می شہ گفت ، نہ میشہ خورد .. !
می مونہ ســر دل !میشہ دل تـــنـــگ !میشہ بــــــغــــض !میشہ ســڪـــوت !
میشہ همون وقتے ڪـہ خودتم نمیدونے چـہ مَرگِـتـہ!!
post
خوب به چشمهایش نگاه کنید ...
از نزدیک!
دستانش را بگیرید! آنقدر نزدیکش باشید که
گرمای نفس هایش را حس کنید!
خوب عطرش را بو بکشید! موقع بوسیدنش از ته دل ببوسیدش...
از ته دل ببوییدش ...
از ته دل لمسش کنید!
از ته دل نگاهش کنید ...
از ته دل صدایش کنید!
از تمام لحظات با هم بودن نهایت استفاده را بکنید! روزی می رود ... و حسرت همه ی اینهایی که گفتم در دلتان می ماند
post
همیشه نوشتن بیوگرافی
برام سخت بوده،
وقتی میخوام یک سطر
از خودم بنویسم انگار که
قراره از همه دنیا بنویسم ،
اما همیشه اعتقاد دارم که
بیوگرافی من همین خود خودم
است که میبینید.
از گذشته تا به حال و شاید آینده!
از بچگی بزرگ شدم. .متولد 19 فروردین.
اما در چند خط:
همه آدمارو دوست دارم،
جدا از هر رنگ و نژاد و مذهب و دین .
به نظر من زندگی با تمام ناملایماتش
اونقدر زیباست که میشه دوستش داشت
به عبارتی خوبی با وجود
بدیه که معنا پیدا میکنه .
بگذریم ...
خلاصه اینجا ؛
جایی برای گفتن آرزو ها ؛
دردها ؛ اشک ها و لبخند هام ؛
اینجا برا من حکم همون چاه رو داره برا...
اینجا همدم تنهایی منه ؛
اینجا مثل دفتر خاطراته برام
post
در خیال عشقت
چشمهایم را بسته ام ، تا تو را ببینم ببینم که در کنارمی ، سرم بر روی شانه هایت است و تو فقط مال منی حس کنم گرمای وجودت را ، فراموش کنم همه غم های دنیا را … چشمهایم را بسته ام ، تا تو را در آغوش بگیرم ، تا همانجا در کنارت ، برایت بمیرم… شاید تنها در خیالم با تو باشم و همیشه عاشق این خیالات باشم… خیالی که لحظه به لحظه با من است ، همیشه و همه جا در کنار من است ، حسرت شده برایم این خیالات عاشقانه ، از خیال تو حتی یک لحظه هم خواب به چشمانم نیامده…. همیشه فکرم پیش تو است ، تو که میدانی دلم بدجور گرفتار تو است ، پس کجایی که آرامم کنی؟ خواهشی از قلب بی وفای تو دارم، هوای قلب تنهای مرا هم داشته باش…. بس که به خیال تو چشمهایم را بستم و به رویاها رفتم،دنیا را فراموش کرده ام ،دنیای من تو شده ای و رویاهایت ، حسرت شده برای یک بار هم، شنیدن صدای نفسهایت…. دلم در این هوای آلوده دلتنگی ، پر از غبار شده ، مدتی گذشته و هنوز این گرد و غبارها پاک نشده ، هر کسی می آید پیش خود میگوید شاید این دل حراج شده، اما کسی نمیداند که دلم یک عاشق سر به هوا شده… دلی که عاشق است و عشقش در کنارش نیست ، دلی که لحظه به لحظه به خیال آمدن عشقش دیگر محکوم به انتظار نیست …. چشمهایم را بسته ام ، تو نیامدی و من عاشقی دلشکسته ام