***منـ و تـنـهـایی***
I&U

post

بعد از یک رابطه ی طولانی‌

پسر = سلام چطوری خوبی‌؟ (تو ذهنش میگه : من خوب نیستم اصلا)

دختر = سلام مرسی‌ بد نیستم (تو ذهنش میگه : خیلی‌ خوبم)
 
 

 


پسر = چی‌ شده اینقدر خوش حالی‌؟ (یعنی‌ چیزی شده بی‌ خبرم؟!)

 
دختر = نه زیاد مهم نیست ، یه خواستگار اومده (مهمه ولی‌ اینطوری گفتم ناراحت نشی‌)
 

پسر =‌ ای بابا این کجاش مهم نیست! چرا زود تر نگفتی؟! کی‌ بود؟ (پس واسه این خوب نبودم اما من که میدونم منو ترک نمیکنی‌)
 

دختر = نمی‌شناسی ، یه پسره مهندسه مامان باباشم دکترن وضع شونم خوبه پولدارن (خیلی‌ پول دارن یه زندگی‌ عالی‌ می‌تونم داشته باشم)
 

پسر = تو چی‌ گفتی‌؟ مامان بابا چی‌ میگن؟ یعنی‌ می‌خوای ازدواج کنی‌؟ (نه بابا عاشقمه منو خیلی‌ دوست داره عمرن ازدواج کنه باهاش)
 

دختر = من نظری ندارم ، مامان بابا هم میگن ازدواج کنیم (ببخش منو میدونم عاشق منی اما کافی‌ نیست ، با عشق نمی‌شه زندگی‌ کرد)
 

پسر = شوخی‌ میکنی‌؟!! من طاقت این شوخی‌ هارو ندارما! (ای دنیای نامرد فقط چون پول ندارم! ... )
 

دختر = ببخشید ، اما قرار گذاشتیم واسه عقد ، ایشالا همیشه خوش حال باشی‌ ، خداحافظ ( ایشالا بتونی‌ طاقت بیاری)
 

پسر = شرمنده مزاحم شدم ، ایشالا زندگی‌ خوبی‌ داشته باشین در کنار هم ، خدا نگهدارتون (من که داغون شدم اما ایشالا خوش بخت شین)

يعني پول انقد مهمه كه آدم حاضره................آي خداااااااااااااااااا

 

 
 
 
 
 
 
 
هــــــــــــــــــــــــــــــی روزگــــــــــــــــــــــــــــــار نـــــــــا مـــــــــــــــرد


برچسبـهـ ـا : ❤ادامه مطلب❤

✿✿ یکشنبه 26 بهمن 1393 ساعت 23:36 توسط arezou-armitaa: ارسال نظر(2)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران